صد سال به آن سالها؟ این سالها؟ کدام سالها؟
31اردیبهشت1393

گاهی در حسرت روزهای خوبی که قبلا داشتیم و اکنون نداریم می‌گفتیم که صد سال به آن سالها. مدتها است که منتظر سال و ماه خوبی هستیم که از این مثال استفاده کنیم. اما اوضاع نشان میدهد که آن روز نخواهد آمد.

     قبل از انقلاب، از راههایی منابع مادی و انسانی ما هدر میرفت. یکی از آن راهها، تقابل سیاسی حکومت و مردم بود. در این شرایط نیروی عظیمی از حکومت و طرفدارنش صرف منکوب کردن مخالفان با استفاده از منابع دولتی و شخصی میشود. منابعی که میتواند در جهت رفع بیکاری و هزاران کارِ با صرفه اقتصادی یا نظامی خرج شود. 

     بعد از انقلاب، فکر کردیم که اوضاع درست میشود. همه جا گلستان میشود. دیگر نه تقابلی است و نه تعارضی. همه برادر وار در کنار  هم زندگی میکنیم و به سازندگی میپردازیم. جهاد سازندگی و غیره درست کردیم. اما نشد و تا کنون هم نشده است.

     بیش از این ذکر مصیبت نکنم. قبلا روزهای خوبی نداشتیم، اکنون هم نداریم. دهها قرن است که نداریم.

     رقابت، اصل بزرگی است که تمام نادانانِ اصول بازی را نابود میکند. در شرایطی که تقابل سیاسی و نابودی رقیبِ سیاسی مد نظر نیست و نیرویی برایش صرف نمیشود؛ پنج درصد بهره وری بیشتر باعث نابودی رقیب اقتصادی میشود. در مملکتی که قسمت بزرگی از نیروی زن و مردش از یک جناح سیاسی صرف نابود کردن جناح دیگر به روشهای اخلاقی و غیر اخلاقی میشود؛ نه تنها از رقیب عقب میماند، بلکه عقب نگه داشته میشود و نیروی هر دو طرف نابود میشود. این مملکت هرگز نمیتواند با دشمنانش رقابت کند و در طول زمان رفته رفته بدتر میشود.

     با این شرایط، آینده بدتری در انتظار ما و فرزندان ما است. همان گونه که اکنون حال بدی داریم. همه چیز در گرو آزادی بیان و آزادی امر به معروف و نهی از منکر توسط مردم و مخاطب مردمی و دولتی و حکومتی است. نمی توان امر به معروف را فقط برای دیگران خواست ولی خود تحمل یک انتقاد ساده را نداشته باشیم. نمی توان از دانشجو خواست که فقط به نفع حکومت حرف بزند و هر جا مخالف گفت، داغش بزنیم و ستاره دارش کنیم!

 

صفحه اول