سوابق مالي مکانيزه و شناسايي درآمدهاي مالياتي

 

     جا اندازي و نهادينه کردن يک سامانه يا محصول در بين عامه مردم يک جامعه، کاري بس عظيم است. وقتي کار مشکل‌تر مي‌شود که مطلوبيت آن بر مردم آشکار نباشد يا انگيزه استفاده از آن موجود نباشد. مي‌توان درباره کسب اطلاعات مالياتي از مصرف مردم در سامانه‌هاي بانکي، خودپرداز، پوز و ساير موارد حرفي نزد و با خوش خيالي به کار ادامه داد. اما اين موضوع به سادگيِ پخش شدن يک شايعه مي‌تواند گسترش يابد و يک محصول را بدون استفاده و راکد رها کند.

     تجربه نشان داده است که خواندن ذهن ايراني حتي با استفاده از روش‌هاي آمارگيري پيشرفته کاري دشوار است. اطلاعاتي که طي سال‌ها در کليه سامانه‌هاي بانکي و شركت‌هاي پي.اس.پي جمع مي‌شود، روزي به درد سازمان‌هاي مالياتي، نظارتي، اطلاعاتي، پول شويي و غيره خواهد خورد. فروشندگان و مردم نيز روزي به اين موضوع پي‌خواهند برد که اطلاعات مکانيزه، يعني آشکار شدن فعاليت اقتصادي و حتي غير اقتصادي آنان.

     حال اگر براي اين موضوع از الان فکري نشود، مانند آن ساده لوح مي‌شويم که عقل اولش، آخر مي‌رسد! اما چه سود؟ در اين حالت مقدار زيادي ضرر روي دست ارايه دهندگان خدمات مي‌ماند و زمان زيادي نيز از دست مي‌رود. بهتر است تا وقت داريم و هزينه زيادي صرف نکرده‌ايم، به خواستگاه محصول پوز و خريدهاي مکانيزه توجه کنيم. اگر مطلوبيت، انگيزه، اجبار، فشار خارجي و مانند آن نباشد؛ دليلي ندارد که يک مصرف کننده با هوش، راه پر دردسر را انتخاب نمايد.

     اگر سيستم‌هاي مکانيزه در خارج از ايران رايج شده است، بايد تمام شرايط محيطي، اجتماعي، سياسي، مالياتي و غيره را در نظر گرفت و براي جا اندازي همان محصول در هر کشور، برايش بومي سازي مناسب و در شان آن ملت انجام داد. به عنوان نمونه، سازمان درآمدهاي داخلي آمريکا در سال 2000 شروع به بررسي درآمد شهرونداني نمود که کارت‌هاي نقدي و اعتباري خود را در بهشت‌هاي مالياتي باز مي‌کردند. توجه داشته باشيم كه دريافت ماليات در آمريكا به صورت خود اظهاري است و بر اين اساس، روش‌ها و نظام‌هاي كشف جرم زيادي وجود دارد.

     حدس زده مي‌شود که اين نوع فرار مالياتي، حدود 40 ميليارد دلار در سال به خزانه داري آمريکا ضرر مي‌زند. در 5 سال گذشته، سازمان درآمدهاي داخلي آمريکا اطلاعات مالي شرکت هاي ويزا، مسترکارت و امريکن اکسپرس را براي بازرسي‌هاي خود اخذ و بررسي نموده است. اکنون دامنه اين بررسي با مجوز دادگاه و قوه قضاييه آمريکا، به شرکت "پي‌پل"
(PayPal) که پرداخت‌هاي آنلاين را انجام مي‌دهد نيز رسيده است. سازمان درآمدهاي داخلي مايل است که تراکنش‌هاي شرکت را از سال 1999 تا 2004 اخذ نمايد. مردم آمريكا از سازمان‌هاي مالياتي بيش از پليس و سازمان اف.بي.آي مي‌ترسند و حساب مي‌برند. دليلش هم بديهي است.

     بهشت‌هاي مالياتي، کشورهايي هستند که آسان گيري هدايت شده‌اي را براي جذب سرمايه‌ها انجام مي‌دهند. در اين کشورها قوانين مالياتي بسيار آسان بوده و محدوديت خاصي اعمال نمي‌نمايند. بنابراين بسياري از خبرگان مالي و تجاري مي‌توانند از اين موقعيت‌ها استفاده كرده و ماليات پرداخت نكنند. به عنوان نمونه چند كشور از بهشت‌هاي مالياتي ذكر مي‌شود:

1- آمريکاي لاتين
   - باهاما
   - جزير انگليسي ويرجين
   - پاناما

2- آسيا
   - هنگ کنک
   - ساموا
   - سنگاپور

3- اروپا
   - قبرس
   - ليختن اشتاين
   - لوکزامبورگ
   - مالت
   - سوييس