تناقض بزرگ و طولاني، در تعريف پي.اس.پي


     اگر چه در معماي مرغ و تخم مرغ، نظر صحيح اين است كه ابتدا مرغ بوجود آمد؛ اما هنوز معلوم نشده است كه اول بايد فرهنگ سازي براي پول الكترونيك انجام داد و مردم را خواهان دستگاه پوز نمود يا ابتدا بايد هر قدر مي‌‌توانيم دستگاه پوز نصب نماييم تا مردم ببينند و خواستار شوند؟ اگر چه مي‌‌توان موضوع را به همين سادگي ديد؛ اما در شرايط واقعي ايران و زندگي روزمره‌‌يِ ما، تعداد عوامل تاثير گذار فني، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، مالياتي، و غيره به قدري زياد است كه هنوز كسي نتوانسته است فرمولي مناسب را پيشنهاد نمايد.

     تا اين لحظه ظاهرا معلوم و ابلاغ شده است كه اين يك كار (نصب و نگهداري پوزهاي فروشگاهي) را مقامات مي‌‌خواهند كه شركت‌‌هاي خصوصي انجام دهند. اما و هزار اما كه راه انجام دادن آنرا بلد نيستند و هر روز بت عيار را به رنگي در مي‌‌آورند. شايد يكي از علت‌‌ها اين باشد كه براي كارهاي گران مرد كار ديده نمي‌‌فرستند.
يك روز مي‌‌گويند كه بانك‌‌ها بايد انجام دهند و مقرراتي هم ندارد. چون بانك هستند؟!
يك روز مي‌‌گويند كه شركت‌‌هاي خصوصي انجام دهند. اما از هفت خوان رستم بايد رد شوند.
يك روز مي‌‌گويند كه تبليغ و فرهنگ سازي را دولت انجام مي‌‌دهد؛ نصب را شركت‌‌ها انجام دهند. شركت‌‌ها نصب مي‌‌كنند ولي آنها تبليغ نمي‌‌كنند.
يك روز مي‌‌گويند كه حداقل ميزان كارمزد يك و نيم در هزار باشد.
روز ديگر مي‌‌گويند كه حداقل ميزان كارمزد يك و نيم درصد باشد.
خلاصه هر روز تعريفي جديد و مقرراتي جديد وضع مي‌‌شود و بانك‌‌ها و شركت‌‌ها را به دنبال كاري مي‌‌فرستند.

     در حال حاضر ظاهرا به بانك‌‌ها ابلاغ شده كه از انجام امور پي.اس.پي خودداري نموده و اين وظيفه را به شركت‌‌هاي خصوصي واگذار نمايند. حال اگر اين ابلاغ را در كنار ابلاغ قبلي كه مي‌‌گفت: "بانك ها بايد در 5 سال يك ميليون پوز نصب نمايند" بگذاريم؛ نتيجه مي‌‌گيريم كه موتور محرك 50 درصد پول الكترونيك (كه همانا نصب پوز فروشگاهي باشد)، بانك‌ها هستند و اين كار را بايد از طريق شركت‌‌هاي آس و پاس پي.اس.پي انجام دهند. شركت‌‌هاي پي.اس.پي هم كه از نداري و بي درآمدي و سرمايه هنگفت اوليه در وضعي بسيار بالا! به سر مي‌‌برند.

     بنابراين بانك‌‌ها بايد به دنبال شركت‌‌هاي مناسب برآمده و هر يك از هر طريقي كه دلش مي‌‌خواهد اقدام به نصب پوز بيشتر نمايد. در اين‌‌باره نه دستور‌‌العمل كاملي وجود دارد، نه هماهنگ كننده عالمي!! اصلا بايد معلوم كرد كه يك شركت خصوصي را چه چيزي مشتاق به انجام كاري مي‌‌كند، چه چيزي او را ترغيب به سرمايه گذاري مي‌‌كند و چه چيزي او را وادار به تحمل خوابيدن سرمايه مي‌‌كند؟ هر چه باشد، هيچ شركت خصوصي براي رضاي خدا و صلواتي كار نمي‌‌كند مگر اينكه بعد از مدتي منطقي، سودي كاملا مناسب در پي داشته باشد. اين روش تا وقتي كه سود كسب شده حلال و عادلانه باشد، مورد تاييد تمام اديان، مكاتب اقتصادي و انسانها مي‌‌باشد.

تناقض بزرگي كه از ابتداي طرح خصوصي سازي خدمات پي.اس.پي عنوان شد و هنوز هم سرانجامي پيدا نكرده اين است كه بانك‌‌ها دستور مي‌‌گيرند كه بايد پوز نصب نمايند! و اين كار را به هر نحوي كه مي‌‌خواهند انجام دهند اما خودشان مجري نباشند و از طريق شركت خصوصي باشد! شركت خصوصي هم كه در كار خود مانده است و با تمام مشكلاتش رها شده و كسي به دادش نمي‌‌رسد. حتما بعد از مدتي كه گذشت، مسئولان دولتي از شركت‌‌ها گله و شكايت مي‌‌كنند كه قادر به انجام كار نيستند!؟ اگر بنا بر انجام كار توسط شركت‌‌ها است؟ چرا با بانك‌‌ها صحبت مي‌‌شود و دستورالعمل مي‌‌رود؟ اگر بنا بر نصب پوز توسط بانك‌‌ها است؛ چرا به آنها اجازه كار نمي‌‌دهيد؟ خلاصه بگوييم، اگر مقدمات، انگيزه و شرايط انجام كاري را فراهم نكنيم؛ هر چه هم كه فرياد و زور بزنيم، آن كار انجام نمي‌‌شود. مگر اينكه از ابتدا، بنا بر انجام نشدن آن كار داشته باشيم!

     تا اينجا شما را با مشكلات آشنا كرديم. اما با توجه به تمام راه‌‌هاي طي شده و شرايط اقتصادي-اجتماعي ايران، مي‌‌توان گفت كه دو راه براي نصب پوزهاي بيشتر وجود دارد:

1- از خصوصي سازي خدمات پي.اس.پي صرفه نظر كنيم و با توجه به منافع آن براي بانك‌‌ها كه در شماره‌‌هاي قبل شرح داديم، فعلا فقط بانك‌‌ها را مامور به خريد و نصب پوز نماييم تا فرهنگ مصرف آن نهادينه شود. يك معذرت مي‌‌خواهد و بس. بعد هم خدا كريم است.
2- شركت‌‌هاي خصوصي پي.اس.پي را به نحو علمي و اقتصادي (و نه تشريفاتي) پشتيباني نماييم تا بتوانند از درآمد مطلوب براي اداره و زنده ماندن شركت برخوردار شوند.

در اين مقال فقط به مشكلات و راه حل‌‌هاي اساسي براي حالت دوم كه حمايت از خصوصي سازي خدمات پي.اس.پي باشد مي‌‌پردازيم. اگر مي‌‌خواهيم كه شركت‌‌ها در كنار بانك‌‌ها زنده بمانند و خدمات خود براي نصب و اداره پوزهاي فروشگاهي ارايه نمايند، راه‌‌هاي اصولي زير را بايد به صورت همزمان مد نظر قرار داد. راه‌‌هاي عنوان شده فصل‌‌الخطاب تمام راه‌‌هايي است كه تا كنون در اين‌ مورد منتشر شده است:

1- كمك مالي به شركت‌‌هاي واقعي پي.اس.پي داده شود. مقدار آن بايد به نسبت تعداد دستگاه‌‌هايي باشد كه نصب مي‌‌كنند.
2- وام ارزي يا ريالي بدون سود يا با سود كمتر از 4 درصد به شركت‌‌هاي حقيقي داده شود.
3- كارت‌‌هايي با قابليت فقط خريد صادر شود كه دارنده كارت، فروشنده را مجبور به نصب پوز نمايد. حجم ريالي اين كارت‌‌ها به مقدار كافي باشد.
4- وزارت بازرگاني از راه‌‌هاي مناسب، اصناف را وادار به نصب پوز نمايد. در شماره‌‌هاي قبلي اين ماهنامه، مواردي كاملا عملي پيشنهاد شده است.
5- تبليغات مناسب تهيه و پخش گردد و هزينه آن توسط بانك‌‌ها كه از سود اصلي برخوردار مي‌‌شوند پرداخت شود.
6- از ابتداي سال 1385، شركت‌‌ها به نحو هماهنگ با هم و برخوردار از حمايت دولت، از تامين هزينه دستگاه پوز فارغ شده و خريد آنرا به فروشگاه محول نمايند.