باز نشستگان، باز نمي‌نشينند


بدون در نظر گرفتن سختي كار و شرايط ويژه اقتصادي و اجتماعي، هر كارمندي بعد از حدود 30 سال كار دولتي باز نشسته مي‌شود. بطور تقريبي مي‌توان گفت كه در 5 سال آخر خدمت، با توجه به جايگاهي كه در سازمان يافته، علومي كه كسب كرده و تجربه‌ايي كه اندوخته است، حداقل به اندازه 25 سال ابتداي خدمت خود مفيد بوده و مي‌تواند بعد از آن هم باشد. در اين حال و در حدود 50 تا 55 سالگي، سازمان‌هايي كه محدوديت خدمت 30 ساله را دارند، كارمندان و مديران خود را در اوج كارايي، بازنشسته كرده و اقليتي ناچيز را در سازمان‌هاي وابسته به خود به كار مي‌گمارند و اكثريت را مرخص مينمايند.
اين رويه، بسياري از سازمان‌ها را دچار ركود كرده، خيلي از مديران خوب را در اواسط پروژه‌ها و كارهاي مهم و كليدي از كار مرخص كرده و راندمان سازمان را پايين مي‌آورد. اگر نگاهي به مديران سطح بالاي بانكي در كشورهاي غربي بياندازيم، كهولت سن، كت و شلوار سرمه‌ايي راه راه را در بين آنها مشاهده مي‌نماييم. جك وِلش (Jack Welch)، مدير عامل سابق شركت GE، فردي خود ساخته، رهبر و نابغه بود كه در سال 1981 حدود 45 سالگي به مدير عاملي شركت رسيد و در سال 2001 و در سن 65 سالگي شركت خود را ترك كرد.
 سازمان‌ها و بانك‌هاي خصوصي ايران نيز بازنشستگان خوب را شناسايي و جذب ميكنند. با اينكار، هزينه بسياري كه بابت آموزش و كسب تجربه بايد خرج كنند، صرفه جويي نموده و هزينه تمام شده را به نحو چشگير پايين ميآورند. البته طبيعي است كه از اعتبار، تجربه و شهرت آنها حداكثر استفاده را كرده ومشتريان بسياري را جذب مينمايند.
البته تمام اين گفته‌ها به شرط كسب و ارتقاي علم و تجربه مفيد كاري است. در غير اينصورت بسياري از كارمندان و مديران را بايد قبل از سن بازنشستگي از خدمت مرخص كنيم. پاره‌ايي از مديران و كارشناسان نيز وجود دارند كه اگر در سر كار حاضر نشوند، (و تمام حقوق و مزاياي خود را دريافت كنند) كارها بهتر پيش ميرود.
يكي از دوستان براي خدمتي كه اخيرا توسط بانك پارسيان ارايه شده بود، به يكي از شعب تازه تاسيس آن مراجعه كرد. ابتدا با دو باجه كه جلوي آنها با مقوا بسته شده بود مواجه ميشود و پس از پر كردن فرم‌هاي لازم پاسخ ميشنود كه از اين طريق نمي‌شود. ايشان مي گويد كه قرار است شما مانند بانك‌هاي ديگر نباشيد و به مشتريان خود خدمت بهتري ارايه دهيد. جوابي به مزاح مي‌شنود كه: آخر اين كارمندان ما هم از بانك‌هاي ديگر آمده‌اند! امان از مزاحي كه كمي جدي نباشد.