درک پيچيدگی پروژه‌‌های نرم‌‌افزاری
اول مديريت سازمان، دوم مديريت سازمان، سوم مديريت فن‌آوری

ميزان شکست پروژه‌های نرم‌‌افزاری بسيار بيشتر از موفقيت آنها بوده. در سال 1994 گروه استنديش گزارش داد که شرکت‌‌های آمريکايی بيش از 250 ميليارد دلار در هر سال در اوايل دهه 1990 روی پروژه‌‌های نرم افزاری خرج کرده‌‌اند ولی 2 / 16 درصد از مديران عامل خود را موفق گزارش کردند. همان گروه در گزارش سال 2001 خود نوشت که اگر چه شرکت‌‌ها چهار برابر دهه 90 روی پروژه‌‌های نرم‌‌افزاری خرج کرده‌‌اند، اما فقط 28 درصد موفقيت حاصل شده.
يکی از دلايل شکست پروژه‌‌های نرم‌‌افزاری اين است که آن‌ها غالبا پيچيده‌‌تر از آن مقداری هستند که مديران پروژه پيش‌‌بينی می‌‌نمودند. اما مهمترين دليل اينست که پروژه‌‌های نرم‌‌افزاری ذاتا پيچيده هستند، زيرا نه تنها مسائل و مشکلات و عوامل فنی را بايد حل نمايند بلکه بايد مشکلات و مراحل سازمانی را نيز که خارج از حيطه کنترل آن‌‌ها است، حل نمايند. حال در نظر بگيريد که هر دو عامل ذکر شده به طور پيوسته در حال تغيير نيز هستند. در ايران، تغيير مستمر مديران کارفرما را که از سوابق و فن مربوطه اطلاعی ندارند را نيز به آن اضافه نماييد.
پيچيدگی پروژ‌های نرم‌افزاری را در دو بعد ميتوان اندازه گرفت و درک کرد: سازمانی/فنی و ساختاری/پويا. در تحقيقی که روی بخش داده‌‌پردازی 541 شرکت انجام گرفت، عوامل پيچيدگی به دو دسته ساختاری و پويا تقسيم شدند. هر دسته نيز به دو گروه سازمانی و فن‌آوری اطلاعات نيز تقسيم گرديد. خلاصه و نتايجی که از پرسش نامه‌‌ها و مصاحبه با مديران آنها صورت گرفت در جدول زير آمده است. نتايج اين بررسی نشان ميدهد که اگر چه مسايل فنی بيشتر به چشم می‌آيند، اما جنبه‌های سازمانی تاثير قابل توجه و بيشتری بر پيشرفت و درآمد پروژه دارند. نکته بسيار قابل توجه اينست که مديران پروژه بايد ياد بگيرند که برای مديريت پروژه‌هايشان، بايد علاوه بر جنبه‌های فنی، جنبه‌های سازمانی پروژه را نيز جدا  مديريت نمايند. ميانگين ذکرشده معدل نمره‌‌های پرسش‌‌نامه‌ها است که از يک تا 7 به هر مورد داده می‌‌شد و نمره 7 بيشترين پيچيدگی را دارد.

عوامل پيچيدگی پروژه‌های نرم افزاری ميانگين
عوامل پيچيدگی ساختاری- سازمانی
 - مدير پروژه کنترل مستقيم بر منابع پروژه نداشت
 - مشتريان و کاربران، پشتيبانی لازم را ارايه نکردند
 - پروژه نيروی کافی در اختيار نداشت
 - افراد پروژه دانش و مهارت کافی نداشتند
 - مديريت ارشد پشتيبانی کافی بعمل نياورد
 -
03 / 4
54 / 3
24 / 3
22 / 3
97 / 2
عوامل پيچيدگی ساختاری- فن آوری اطلاعات
 - پروژه شامل چندين واحد مجزای کاری بود
 - تيم پروژه چندکاره بود
 - پروژه شامل چند محيط نرم‌افزاری بود (software environment)
 - سامانه دارای محيط پردازش آنی بود (real-time)
 - پروژه شامل چند پايگاه مجزای فن‌آوری بود (technology platforms)
 - پروژه يکپارچگی و همبستگی قابل توجهی با سامانه‌های ديگر داشت
 - پروژه شامل چندين پيمانکار و فروشنده می‌شد
 -
63 / 5
39 / 5
26 / 5
17 / 5
01 / 5
99 / 4
77 / 3
عوامل پيچيدگی پويای سازمانی
 - پروژه باعث تغيير در گردش کار مشتری ‌شد
 - دانش و اطلاعات کاربران مشتری بايد با سرعت عوض ‌می‌شد
 - گردش کار سازمانی مشتری به سرعت عوض شد
 - پروژه باعث تغيير در ساختار سازمانی شد
 - ساختار سازمانی در حين کار و به سرعت عوض شد
 -
57 / 5
93 / 3
78 / 3
31 / 3
96 / 2
عوامل پيچيدگی پويای فن‌آوری
 - شالوده و بستر فن‌آوری اطلاعات به سرعت عوض شد (IT Infrastructure)
 - ساختار فن‌آوری اطلاعات به سرعت عوض شد
 - ابزار توليد و توسعه به سرعت عوض شد
 -
 28 / 3
17 / 3
82 / 2