ساختارهای جديد برای خدمات مالی

آيا وقت آن نرسيده است که بانکداری(باجه‌داری) سنتی و پوسيده جهان چهارم (سوم + 1) را رها کرده و با موارد جديد جايگزين کنيم؟ تا کی بايد مشتری مظلوم برای انتقال مقداری پول به يک بانک ديگر ساعتها وقت تلف کند و با چک‌پول يا چک بانکی و با حضور در هر دو شعبه بانک اين کار را انجام دهد؟  صنعت پولی و مالی جهان از سالها پيش تغيير کرده و هنوز بطور عميق و بنيادی در حال تغيير است. به طور سنتی، صنعت خدمات مالی به چهار شاخه وسيع تقسيم می‌شود:
1- بانکداری
2- بيمه
3- سهام و کارگزاری
4- معاملات .
تاثيرات اخير سه گرايش زير باعث ايجاد شدن موقعيت‌های جديد تجاری و شغلی گرديده ‌است:
 1- آزاد سازی
2- جهانی سازی
3- گسترش فن آوری ارتباطات و اطلاعات.
آزاد سازی به ارايه دهندگان خدمات مالی امکان داده است که خدمات خود را فراتر از حوزه‌های سنتی ببرند. در اين حال شرکت کنندگان تازه وارد ديگری نيز داخل بازار پولی و مالی می‌شوند. هم‌زمان، موافقت نامه‌های ملی و بين‌المللی در اتحاديه اروپا و تجارت جهانی و سازمان ملل در حال شکل‌گيری است که مقررات و استانداردهايی هماهنگ و منسجم وضع نمايند.
مثال‌هايی از اين عزم جهانی برای هماهنگی و انسجام موارد زير است:
1- قالب و ساختار بين المللی حساب بانکی
2- استاندارد تراکنش‌های مالی بين بانکی و بين‌المللی
3- امنيت کاری
4- مقررات حريم اطلاعات شخصی افراد .
جديدترين محصولات و سازه‌های مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) برای سازمان‌ها، شروع به زايش در عرصه صنعت خدمات مالی نموده‌اند. در حالی‌که بعضی از اين اختراعات کاملا در حال کار و خدمت رسانی هستند، پاره‌ايی در مراحل اوليه و گذراندن نمونه‌های اوليه خود می‌باشند. از يک دزد قديمی سوال شد که چرا از بانک سرقت می‌کنی؟ جواب داد: "چون بانک جايی است که پول در آن است" .
در دنيای جديد پول به معنی بيت و بايت‌هايی است که در رايانه‌ها وجود دارد و در سراسر ايران و جهان و از درون شبکه‌های ارتباطی در حال سيلان و گردش است. پول به معنی اعتباری است که شما در بانک يا موسسه‌ايی ديگر داريد. اين پول الکترونيکی را از طريق رايانه‌ خرج کرده و در ازای آن مواد غذايی، صنعتی  و غيره بدست می‌آوريد.
اگر نظام پولی و مالی ايران به سرعت عوض نشود، شاهد فراز ميلياردها ريال و دلار به صورت‌های گوناگون و بدون کنترل و شناسايی
از کف دست‌های خود خواهيم بود. همان‌طور که اکنون از مرزهای جنوبی کشورمان سرمايه ما هديه به کشور دبی و ساير کشورهای عربی می‌شود و به ما فخر نيز می‌فروشند، از مرزهای غربی کشورمان سرمايه ما هديه به کشور ترکيه و عراق می‌شود، از مرزهای شرقی کشورمان سرمايه ما هديه به کشور افغانستان و پاکستان می‌شود و ... و از همه مهمتر با اتلاف سرمايه‌های ملی و انسانی بوسيله کار با روش‌ها و دستگاه‌های قديمی و کم بازده و مصرف سرمايه‌‌ها در مسيرهای بيهوده، هم خود را فقيرتر می‌کنيم و هم آب به آسياب دشمن‌های اقتصادی و سياسی خود می‌ريزيم.
اگر نظام پولی و مالی ايران به سرعت عوض نشود، شاهد هدر رفتن پول و سرمايه‌های ملی بوده و در حالی‌که ديگران با صرفه‌جويی ثروتمندتر می‌شوند، ما هر روز فقيرتر شده و تورم سياه را شاهد خواهيم بود.
به عنوان مثال با رايج شدن پول الکترونيک در مملکت، به راحتی می‌توانيم 50 درصد از شعب بانک‌های کشور را از کارهای بيهوده جاری رها کرده و به کارهای تسهيلاتی، توليدی و خدماتی بگماريم. اين سخن به معنی تغيير شغل حدود 8000 شعبه بانکی با هزينه 5 ميليون تومان در ماه است. اين بدان معنی است که 40 ميليارد تومان توان بالفعل را در هر ماه از کار بی‌حاصل بازداشته و به کاری توليدی و مردم پسند(خدا پسند) می‌گماريم.