دوشنبه سکته قلبی زيادتر است


كانادايي‌ها مي‌گويند كه، به سه تا دبليو نمي‌توان اعتماد كرد. يكي از آنها كار است (
work). هر روز دوشنبه در كشورهاي غربي ممكن است نامه‌ايي به دست يك كارمند بدهند (يا روي ميز او گذاشته باشند) كه ديگر سرِ کار حاضر نشود. فشار عصبي كار در روز شنبه از همه روزها بيشتر است.

كارمندان غربي به سه دليل عمده از كار بركنار مي شوند: اول، نداشتنِ كاري كه درآمد آن، بيش از خرج کارمند براي شركت باشد.  دوم، نارضايتي كار فرما از كار آ نها. سوم، پيدا كردن كارمندي كه بهتر از ديگري كاري را انجام دهد. اما در ايران و در شركتهاي خصوصي، به دليل قوانين دست و پاگير و فرهنگ نادرست كاري، حدود 25 درصد از سه مورد قبل اجرا مي‌گردد. و در سازمان‌هاي دولتي هر سه علت قبلي نقض مي‌شوند.

اول، اگر كاري براي كسي وجود نداشته باشد، او را به هر قسمتي كه شد، آنقدر منتقل مي‌كنند تا بازنشسته شود. ضررهاي ناشي از نگهداري كارمند اضافي محاسبه نمي‌شود.
دوم، كارفرما و رييس هر كارمندي، اگر خود را آتش هم بزند كارمندي را نمي‌تواند اخراج كند.
سوم، كارمند براي 30 سال كار استخدام شده، او را به هر جان كندني كه هست بايد حفظ كنند، حتي اگر چند كارمند ديگر را مصرف كنند تا خرابكاري‌هاي او را تصحيح كنند! اگر شخص ديگري هم كار را خيلي بهتر از او انجام دهد، بايد آنقدر صبركنند تا او ارتقا پيدا كند؟؟!! يا باز نشسته شود! يا خداي نكرده بميرد، تا شايد جايگزين بهتري براي او انتصاب نمايند.

اگر سه مورد قبل را در هر سازمان اجرا نماييم ( خصوصا شركت هاي خصوصي ) به منافع زير دست می‌يابيم:

1-
کارمندان براي بالا بردن دانش، توان، تخصص و کيفيت کارِ خود تلاش نموده و امنيت شغلي بدست مي‌آورند.
2- کارمند بيكار نمي ماند. حتي خودش هم بدنبال بازاريابي مي‌رود. وخردمندانشان بدنبال
بازارسازي مي‌روند.
3-
كارمندان سعي مي‌كنند كه هميشه در رده بهترين‌ها باشند.
4-
كارمندان با مشتريان خوب رفتار مي‌كنند و رضايت آنها (و تداوم قراردادها) را بدست مي‌آورند.     


 (1) در تقويم ميلادي اولين روز هفته دوشنبه است