نگاهي اجتماعي سياسي به منابع باز

Open Source

... در يك نظرسنجي كه از اعضاي هيئت مديره شركت هاي حرفه اي  رايانه اي انجام شد ، آنها كاملا به دو دسته تقسيم شدند؛ عده اي موافق و پاره اي مخالف. اين مسئله از دو نظر حايز اهميت است :  اجتماعي و سياسي.

 از نظراجتماعي ما با افراد متفرقي روبه رو هستيم كه فعلا دور هم جمع شده و كاري را دنبال مي كنند. ولي آيا ضمانتي براي ادامه آنها داريم؟ آيا بدون شخص "لينوكس توروالد" مسير آنها ادامه مي يابد؟ چه مرجعي  قاضي دعواي سليقهها، استانداردها و روشها خواهد بود؟ چه كسي پاسخگوي سريع و به موقع خطاها و تغييرات لازم خواهد بود؟ اگرشركتي براي آن لازم است، چه مدت طول مي كشد تا تبديل به سازماني عريض و طويل شود كه هزينهاش را از ما طلب كند؟

موضوع ديگر اين است كه تغيير برنامههاي سيستمي بسيارسخت است و افراد نادري از پس آن برميآيند، پس باز بودن براي آن هم چندان مفيد نيست و اگر برنامه نويس معمولي اقدام به كاركند، خدا عاقبت طرفش را بخير كند. 

و اما از نظرسياسي ‌يك مدينه فاضله (شهرسالم) است. در اين جوامع افراد ايدهآل گرا هستند و در رويا سير مي كنند؛ اگر موفق به كاري شوند موقتي بوده و با يك درخشش چندساله (چنددهه ) دچارخاموشي سريع مي شوند و مدينه فاضله نيزنابود ميشود.

 امروزه بايد بين آشكار، بازبودن و مجاني بودن منابع فرق قايل شويم؛ منابع بسته نيز مي توانند مجاني باشند. در حال حاضر طرفداران و شركتهاي حامي هردو نظريه شروع به جلب حاميان سياسي و دولتي براي تضمين آينده خود كردهاند .

 به عنوان مثال پرو در حال بررسي قانوني است كه كار با نرم افزارهاي بامنابع باز را تنها راه كنترل آن معرفي كند. وزير دفاع آمريكا نيز مي گويد: "در سيلاب توصيه هاي مايكروسافت براي استفاده نكردن از نرم افزارهاي با منابع باز غرق شده است ".

 از هردو جنبه سياسي و اجتماعي كه به مسئله نگاه كنيم هنوز به انتهاي كار و قوام آن نرسيده ايم. ازنظراجتماعي تا حدي قضيه جا افتاده ولي از نظر سياسي و پذيرش آن افق تاري پيش رو داريم.